آدمها شبیه شتن نیستند


بعضی از آدمها را نمیشود داشتفقط می شود یه جور خاص دوستشان داشتبعضی آدمها برای این نيستند که برای تو باشند یا تو برای  آنها اصلا به آخرش فکر نمیکنیآنها برای اینند که دوستشان بداریآن هم نه دوس داشتن معمولی نه حتی عشقیه جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیستاین ادمها حتی وقتی دیگر نيستند هم در کنج دلت یه جور خاصی دوست داشته خواهند شد
آدمها همدیگر را پیدا مى کنند…از فاصله هاى خیلى دور…از تهِ نسبت هاى نداشته…انگار جایی نوشته بود که اینهاباید کنار هم باشند!!!مى شوند همدم،مى شوند دوست،مى شوند رفیق،اصلأ مى شوند جانِ شیرین…!!!درست مى نشینند روى طاقچه ى دلِ هم…حرف هایشان یک جورِ خوبى دلنشین است،دل براى خنده هایشان ضعف مى رود؛اصلأ بودنشان شیرین است !!!وقتى هم که نيستند،هى همدیگر را مرور مى کنند و مُدامگوش به زنگِ آمدن هم هستند…!!!خدا این ها را نگیرد از هم…
امروز گریستم. بر مرگ انسانیت گریستم. بر آنچه درکش کردم و نمی توانم توضیح دهم گریه کردم.آی آدمها که در ساحل نشسته ، شاد و خندانید..یک نفر دارد می سپارد جان ...آی آدمها چرا هر روز انسانیت ها رنگ می بازد؟ آی آدم ها چرا همه  مادی و پولکی می شوند؟ چرا خودخواه و از خود راضی ؟ برای چی به دیگران فکر نمی کنند؟ چرا از غم دیگرون رنجشی بدل نمی گیرند؟ چرا ؟ برای اینکه عصر ماهواره هست؟ برای اینکه زندگی مان ماشینی شده؟ و من وظیفه دارم که بهتون تلنگر بزنم که ان
پس آدمها واقعا می میرن؟ یعنی همه می میرن؟ یعنی قدرت و ثروت و .... هیچ نقشی نداره؟یعنی هر کاری هم بکنن بالاخره می میرن؟ اگر ته ته تهش اینجاست اگر ابر قدرت هم باشی باز هم شامل قانون مرگ میشی! پس اینهمه ظلم چرا؟ پس اینهمه نامردی و بی انصافی چرا؟یعنی واقعا ته همه ما مرگه؟ یعنی فوق فوقش 80-90 ساله؟ (تازه تو حالت ایده ال نگرانه اش؟)پس آدمها واقعا فانی هستن؟ چه جالب! نمیدونستم. قبلا ها تا همین چند وقت پیش احمق وارانه فکر میکردم مرگ برای همه آدمهاست. اما
 چقدر آدمها میتونن فاصله بگیرن، از  گذشته ایی که مال خودشونه ....چه روزهایی که گذشت و اینجا و هیچ جای دیگه، ثبت نشد!پ.ن: کلی تلاش کردم تا یوزرنیم و پسورد اینحا یادم اومد ... هیچ کدوم از پیوندهام دیگه فعال نیستن ، چقدر غریبه اینجا ...
به تهران بگویید دوستش دارموقتی تمام آدمها را در خیابان بالا آورده استوقتی که انگار با تمام وجودش یکی را می خواهد که نیستوقتی تمامی دردهای جهان را با دود تسکین می دهدبه تهران بگویید دوستش دارمعجیب شکل من استکپی-ملا نصرالدین
پس آدمها واقعا می میرن؟ یعنی همه می میرن؟ یعنی قدرت و ثروت و .... هیچ نقشی نداره؟یعنی هر کاری هم بکنن بالاخره می میرن؟ اگر ته ته تهش اینجاست اگر ابر قدرت هم باشی باز هم شامل قانون مرگ میشی! پس اینهمه ظلم چرا؟ پس اینهمه نامردی و بی انصافی چرا؟یعنی واقعا ته همه ما مرگه؟ یعنی فوق فوقش 80-90 ساله؟ (تازه تو حالت ایده ال نگرانه اش؟)پس آدمها واقعا فانی هستن؟ چه جالب! نمیدونستم. قبلا ها تا همین چند وقت پیش احمق وارانه فکر میکردم مرگ برای همه آدمهاست. اما
Poto by:Pooneh.Shahiآدمی بدنیا می آید تا برود . اصلا" همه ی اینها برای اینست که از بدو تولد آماده شویم برای مردن که  یک وقت نترسیم ؛ که یک وقت نچسبیم به لنگ دنیا و شیون و زاری  کنیم که من نمی خواهم بروم .حجم بودن زیاد اهمیتی ندارد خیلی از حجم ها فقط فضا اشغال میکنند مثل پفک نمکی ولی ارزش غذایی ندارند . خیلی  از حجم ها فضایی نمی گیرند مثل بادام ولی یک مرتاض می تواند روزها و  هفته ها و ماه ها را با  چند دانه بادام زندگی کند چه در زمین و چه در آسم
گاهی بعضی آدمها عادات بدی دارن که این عاداتشون میره روی اعصابمون و اعصابمون خورد میکنه !خودمونم برای یه عده دیگه همینطوریم !حتی ممکنه بعضی عاداتمون اعصاب خودمونو خورد کنه و اذیت کننده باشه حتی برای خودمون!ولی همین عادات بد هم منحصر به فردن !مثلا یه کلمه از دهن یه فرد خاصی ممکنه اعصابت خورد کنه که اگر فرد دیگری اونو مطرح کنه اینطور نیست !وقتی آدمی که باید باشه نباشه حتی گاها دلمون برای عادات بدشونم تنگ میشه !اون کارها وحرفهایی که یه وقتی میرف
Poto by:Pooneh.Shahiآدمی بدنیا می آید تا برود . اصلا" همه ی اینها برای اینست که از بدو تولد آماده شویم برای مردن که  یک وقت نترسیم ؛ که یک وقت نچسبیم به لنگ دنیا و شیون و زاری  کنیم که من نمی خواهم بروم .حجم بودن زیاد اهمیتی ندارد خیلی از حجم ها فقط فضا اشغال میکنند مثل پفک نمکی ولی ارزش غذایی ندارند . خیلی  از حجم ها فضایی نمی گیرند مثل بادام ولی یک مرتاض می تواند روزها و  هفته ها و ماه ها را با  چند دانه بادام زندگی کند چه در زمین و چه در آسم
توصیف خارق العاده دنیا از زبان امام علی(ع)✍                              بیشترین ضربه‌ها رو خوبترین آدمها میخورند؛ برای خوبیهاتون حد تعیین کنید و هر کس را به اندازه لیاقتش بها دهید نه به اندازه مرامتان، زندگی کردن با مردم این دنیا همچون دویدن در گله اسب است! تا میتازی با تو میتازند،  زمین که خوردی، آنهایی که جلوتر بودند، هرگز برای تو به عقب باز نمیگردند! و آنهایی که عقب بودند، به داغ روزهایی که میتاختی تو ر
دلم گرفته و تو نیستی در کنارم ، تا مرا آرام کنی در آغوشت ای همیشه ماندگارمدلم گرفته و حوصله ای نیست ، اشک از چشمانم میریزد و هیچ آرزویی جز بودنت در دلم نیستبیزارم از همه آدمها ، کاش میشد هر دویمان فاصله بگیریم از این دنیاگرفته دلم کاش بودی که از این حال و هوا بیرون بیایم ، خودم باشم و از زندگی ننالمزخم های عمیقی در دلم ، بی قرار آمدنت هستم گلم ....شبهای تار ، بی قرار و چشم انتظار ، زندگی هیچ معنایی ندارد بدون یار...دلم گرفته ، خسته از همه چیز ، جز ت
لحظات دوست داشتنی من در یک قاب کوچک* بسلامتی بعد از ده سال ابراز نگرانی، بان کی مون (دبیرکل سازمان ملل) هم از کار خودش بازنشسته شد و جاش رو داد به آنتونیو گوتیرس. امیدوارم ایشون علاوه بر نگرانی بتونه به حل مشکلات دنیا کمک کنه. ایشون رسماَ کارش رو از آغاز سال 2017 شروع می کنند. * دیروز یک راننده تاکسی با شعور بهم احترام گذاشت و دو تا مسافر آقا رو از در کناری سوار کرد نه از سمتی که من به در تکیه داده بودم و بعد گفت نمی دونم چرا مردم آنقدر عصبی شدند و
لحظات دوست داشتنی من در یک قاب کوچک* بسلامتی بعد از ده سال ابراز نگرانی، بان کی مون (دبیرکل سازمان ملل) هم از کار خودش بازنشسته شد و جاش رو داد به آنتونیو گوتیرس. امیدوارم ایشون علاوه بر نگرانی بتونه به حل مشکلات دنیا کمک کنه. ایشون رسماَ کارش رو از آغاز سال 2017 شروع می کنند. * دیروز یک راننده تاکسی با شعور بهم احترام گذاشت و دو تا مسافر آقا رو از در کناری سوار کرد نه از سمتی که من به در تکیه داده بودم و بعد گفت نمی دونم چرا مردم آنقدر عصبی شدند و
گاهی که حوصله هیچکس را ندارم و از آدمها فراری ام فقط در کنار تو آرام میشومو ای سرپناه من ، باش در کنارم و خستگی ها را از تنم رها کن ، مرا از زندان زندگی آزاد کنتا فرصت گفتن دوستت دارم است ، همین لحظه میگویم دوستت دارم بهترینمتا تو هستی ، حالم چقدر خوب است و چه عاشقانه است خلوت تنهای من و توزمانی به دنبال نیمه گمشده ام میگشتم و اینک که تو در کنارمی میبینم که تو تمام منی....به دنبال معنای "زیبایی " میگشتم ، لحظه ای چشمم افتاد به چشمانت و معنی اش
روزگار غریبیست!!!!!!! آدمها یک روز دورت میگردند روز دیگر دورت میزنند.....!!!! یک روز ازت دل میبرند روز دیگر دل میبُرند......!!!! یک روز تنهاییت را پر میکنند وقتی خوب وابسته ات کردند بجای اینکه درکت کنند ترکت میکنند واقعا روزگار غریبیست........!!!!!!!
در قبال آدمهایی که دوستتان دارند کمی احساس مسئولیت کنید آدم عاشق مثل یک برگ می ماند هرقدر هم که خشک شود بازهم تا وقتی که هنوز از درخت جدا نشده هیچ رهگذری جرات خرد کردنش را نخواهد داشتبرگ ها اوایل پاییز که از درختشان جدا می‌شوند تا مدتی همان نزدیکی های درخت پرسه می‌زنند اما با گذر زمان ناگزیر از بی تفاوتی و سکوت سرد درخت دست های خود را در دست باد میگذارند و به سمت مقصدی رو به نهایتی مجهول حرکت می کنند ...نهایتی که شاید شکستن زیر گام های کسی باش
گاهی دلم میگیردگاهی دلم میگیرد ، خسته از آدمها ، از لحظه هایی که میگذرد....گاهی حوصله ای نیست ، در عمق تاریک دلم ، چراغی نیست....چشم بر هم میزنی و هیچکس کنارت نیست ،دیگر محبت را هم نمیتوان آرزو کرد ، دیگر نمیشود حتی  تنهایی را ترک کرد...گاهی دلم میگیرد و همزبانی نیست ، در اوج احساس بودم که حالا حتی هیچ حسی نیست....گاهی دستانم را خودم میفشارم ، بی آنکه دستی دیگر در دستانم باشد، با خودم درد دل میکنم بی آنکه همدلی در کنارم نشسته باشد....کسی نیست تا آر
پروردگارا! لطفا لطفا لطفا آدمهای منفی مدام نق بزن را از زندگی من دور بگردان!!! بابا خسته شدم هرروز هرروز پیغام پشت پیغام در مورد روابط خودت و دوست پسرت. اخه عزیز من چندبار بگم به جای این همه زار زدن و گفتن اینکه بدبختم بدبختم تکلیفت رو تو این رابطه روشن کن! طرف سه ماه سه ماه نمی یاد دیدنت تماس هات رو سه چهاربار یکی جواب می ده، بشین باهاش حرف بزن ببین کجای زندگیش ایستادی!!!!  به قول همسر می گه بعضی آدمها از بعضی های دیگه سواستفاده می کنن و فقط موق
گاهی نمی دونی کی و کجا یکی سری احساسات در تو کمرنگ میشن. یه روز به خودت میای و میبینی بعضی آدمها رو می خای که از زندگیت بیرون کنی، نه به طور کامل چون اونهایی که با تو همراه بودن سالهای زیاد، بیرون کردنشون یک امر محاله. اما با دور شدن ازشون کم کم احساس خوبی که همیشه نسبت بهشون داشتی اینقدر کمرنگ میشه که هرگز دلتنگشون نمیشی. اگر دور نشی یک روز خودت به خودت بی احترامی میکنی و این میشه یک خاطره تلخ.توی رابطه با هم کسانی که اطرافمون هستند از خانواده
در زمینه پروژه های شبيه سازی و مدل سازی با نرم افزار ns2 میتوانید روی موسسه حساب ویژه ای باز کنید چرا که موسسه تهران تز چند نیروی بسیار توانمند و کاملا آشنا به توانمندی های بالقوه و بالفعل نرم افزار ns2 دارد و میتواند در جهت انجام پروژه ns2 در تمام زمینه ها مدل سازی و شبيه سازی های مورد نظر شما را به بهترین نحوه به انجام برساند .انجام پروژه دانشجویی ns2انجام پروژه شبيه سازی با نرم افزار ns2azsoft.ir09367292276azsoftir@gmail.comazsoft.irazsoft.ir09367292276azsoftir@gmail.comazsoft.irمهمترین
آدم هایی هستند در زندگیتان نمیگویم خوبند یا بد … چگالی وجودشان بالاست…افکار ؛ حرف زدن ؛ رفتار ؛ محبت داشتنشان و هر جزئی از وجودشان امضا دار است…یادت نمی‌رود "هستن هایشان را" بس که حضورشان پر رنگ است و خواستنی!ردپا حک میکنند اینها روی دل و جانت، بس که بلدند "باشند" این آدمها را باید قدر بدانی؛وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهای بی امضایی که شیب منحنی حضورشان، همیشه ثابت است !
این پروژه شامل دو ماشین است که براساس یک تصمیم گیرنده و
مشغول بودن ماشین ها تصمیم میگیرد که متاقاضیان را به سمت کدام ماشین
بفرستد.پروژه شبيه سازی با نرم افزار آرنانرم افزار arena چیست؟azsoftir@gmail.com
azsoft.ir
09367292276
azsoftir@gmail.com
azsoft.ir
09367292276azsoftir@gmail.com
azsoft.ir
09367292276
azsoftir@gmail.com
azsoft.ir
09367292276
azsoftir@gmail.comARENAبسته نرم افزاری برای شبيه سازی سیستم
های گسسته پیشامد است که توسط شرکت Systems Modeling به بازار عرضه شده
است. ARENS نرم افزاری کامل برای انجام مطالعات شبيه سازی است و
          سعی می کنم یه چیزی بنویسم ولی نه حوصلشو دارم و نه هیچ ایده ای. مغزم  خالیه خالیست. انگار دیگه هیچ حرف تازه ای نیست. انگار سالهاست همه مردیم و همه چیز شده تکرار و تکرار و تکرار. داشتم یک تیکه از فیلم سلام بمبئی رو می دیدم. رقص و آواز چند تا مرد بود. ظاهرا به خاطر همین تیکش مشکل اکران پیدا کرده بود. لعنت به این قوانین مسخره ی ح.کوم.تی تا کی باید از ساده ترین چیزها محروم باشیم؟ بیشتر اوقات تنها عکس العملی که می تونم به این همه حما
پریروزها مطلبی می خواندم درباره ی اینکه وقتی
بچه بودیم می زدند روی شانه مان و می گفتند شبيه بقیه نباش! همه خودشان را
از پشت بام بیندازند، تو هم باید بیندازی؟بعدتر وقتی بزرگ
شدیم ماجرا برعکس شد، والدین، اقوام و دوستانی داریم که هرروز به ما می
گویند چرا شبيه بقیه نیستی؟ چرا مثل بقیه زندگی نمی کنی؟ چرا احساساتت٬
خواسته هایت٬ دنیایت شبيه بقیه نیست؟ چرا آدمیزادی زندگی نمی کنی؟نمی
دانم تخیل، کجای آن سال‌ها می آید سراغت ؟ کجای آن ماجرا شروع م
         دارم سعی می کنم یه چیزی بنویسم ولی نه حوصلشو دارم و نه هیچ ایده ای. مغزم  خالیه خالیست. انگار دیگه هیچ حرف تازه ای نیست. انگار سالهاست همه مردیم و همه چیز شده تکرار و تکرار و تکرار. داشتم یک تیکه از فیلم سلام بمبئی رو می دیدم. رقص و آواز چند تا مرد بود. ظاهرا به خاطر همین تیکش مشکل اکران پیدا کرده بود. لعنت به این قوانین مسخره ی ح.کوم.تی تا کی باید از ساده ترین چیزها محروم باشیم؟ بیشتر اوقات تنها عکس العملی که می تونم ب
عشق آدمها را گستاخ
می کند، دخترم!
از همان لحظه ای که
دلت برای یک نفر جور دیگری ‌تپید، جسارت حذف کردن دیگران را از زندگی‌ات پیدا می کنی؛
جسارت رد کردن، تند حرف زدن، شکستن،...
حاضری هیچکس نباشد،
جز همان یک نفر.
قدرت زیادی پیدا می
کنی برای نادیده گرفتن همه چیز.
کم کم حرفها، نگرانی
ها و دلتنگی های دیگران برایت کمرنگ می شود.
اما فراموش نکن: دوستانی
که دوستت دارند، تمام ثروت تو هستند.
دنیا بدون دوست جای
غم انگیزی ست عزیزم!
با این حال روزی را
می بین
در این غروب روز جمعه ، در این عصری که همواره با دلتنگی هایش فرا می رسد ، بارش سنگین برف و سپیدی مطلق و سرمایی که خانه ها و آدمها را در پنجه های یخ زده ی خود می فشارد ، سیاهی اندوهی مبهم را بر قلبم نشانده است . . . . یاد سمانه می افتم .  خواهرزاده ام که نزدیک به دو سال با سرطان گرفتار بود و درمانهای پرهزینه در ایران و آلمان موثر واقع نشد و سرانجام برای همیشه رفت و دختر شش ساله اش را به یادگار گذاشت تا هر روز و هر شب دهها سوال از این و آن بپرسد و جواب ه
دوست داشتن هیچ منتی بر سرِ هیچکس نداردما آدمهاآمده ایم تا عاشق باشیمحالا در این میان چه شد کهاینچنین سرد می گذرد روزهایمان راباید گاهی از روزگار پرسیددوستش داری ؟بودنش برایِ بودنت آرامش است ؟خنده هایش از جنسِ نابِ بهار است ؟قدم محکم برداربه سویش بروو تمامِ این ها را بگوهیچکس از عشقِ زیاد نمی میرداین روزهابی مهری دارددمار از روزگارِ تمامیِ مادر می آورد جانم.
رزق چیزیست که کمال ما بدان وابسته باشد.این تعریف این چندروزه مدام توی گوشم تکرار میشه. هروقت به خودم و برنامه زندگیم فکر میکنم، و به نشدن ها و عوض شدنهای پی در پی و دگرگونیهایی که اصلا خواست من و باب میل من نبوده، و به چیزهایی که به شدت برام مهم بودن و بعلت همین دگرگونی ها میسر نشده...وقتی به همه اینها فکر میکنم ...، با این تعریف که رزق من چیزیست که کمال من گرو آن باشد، سعی میکنم خودم رو آروم کنم. به خودم تسلای خاطر بدم.دلداری بدم که نشدن ها و نتوان
میلادمان مبارک بانوی رؤیاهای مدامم ================ از چند روز قبل کرختی عجیبی روح وجسمم رو در خود گرفته چیزی شبيه استیصال ، شبيه یک گنگ گمشده انگار ندانی کجایی و چه می کنی ، و البته نخواهی که بدانی کجایی و چه میکنی ! شبيه یک آشوب سرگشته ، آشوبی که نداند کجا باید بروز کند یک همهمة مدهوش ، یک دردِ دربه در نه قراری نه فراری ، یک طوفانِ بی مکان مثل یک بغض بر گلو مانده ، نه فروخورده نه برآورده و این هست تا امروز؛ روزی که باید ب
زندگی هاتون رومی بینم،
خودتون رو می بینم و با خودم می گم چرا هیچ کدومتون شبيه من نیستین؟! چرا بین
شماها حتی یه نفر پیدا نمی شه که مثل من باشه؟! چرا از بین شماها حتی یه دوست
ندارم؟!
و حسرت می خورم به شباهت
هاتون به همدیگه! به این که همه شبيه همدیگه این، به این که حرف هم رو می فهمین و
احساس هم رو درک می کنید! و اون وقت از تفاوت های خودم با شما بیزار می شم!
متفاوت بودن سخته! مثل این
می مونه که فقط بشینی موفقیت های بقیه رو تماشا کنی و خودت فقط درجا بزنی،
زندگی هاتون رومی بینم،
خودتون رو می بینم و با خودم می گم چرا هیچ کدومتون شبيه من نیستین؟! چرا بین
شماها حتی یه نفر پیدا نمی شه که مثل من باشه؟! چرا از بین شماها حتی یه دوست
ندارم؟!
و حسرت می خورم به شباهت
هاتون به همدیگه! به این که همه شبيه همدیگه این، به این که حرف هم رو می فهمین و
احساس هم رو درک می کنید! و اون وقت از تفاوت های خودم با شما بیزار می شم!
متفاوت بودن سخته! مثل این
می مونه که فقط بشینی موفقیت های بقیه رو تماشا کنی و خودت فقط درجا بزنی،
اگر قرار باشد به یک آدم نمره بدهید، اول به رفتار و اخلاقش نگاه می‌کنید. بعد اگر رفتارش به دلتان بنشیند، می‌گویید خوب است یا بد.  اصلا خوب بودن و بد بودن آدم ها، یا دوست داشتن یا نداشتن آنها، بستگی بسیار زیادی با رفتار و اخلاقی که آن ها به ما نشان می‌دهند دارد. چون همین رفتار و اخلاق است، که می‌تواند آنها را پیش ما محبوب کند یا از چشم ما  بیندازد و باعث شوند دوست‌شان داشته باشیم یا از آن‌ها متنفر باشیم. حسن خلق یا اخلاق نیکو داشتن،
دنیای اطرافمون پر شده از آدمهای جورواجور که هر روز یه سازی میزنند. بنا بر تربیتی که شدم بیشتر سعی کردم با ساز همه برقصم تا کسی دلگیر نشه تا کسی ناراحت نشه ، زمان زیادی گذشت تا یاد گرفتم به واسطه رقصیدن های زیاد منم که باید پادرد شبانه رو تحمل کنم و بی خوابی بکشم. سخته که خودت رو ، نوع نگرشت رو عوض کنی و به خودت آموزش خود دوست داشتن بدی........................................................................................عید نوروز بهمون خوش گذشت و تونستیم با فامیل مادری و دوستان دیدا
 


  بسم الله الرحمن الرحیم   








  سوء استفاده از سادگی ِ «آدمها» ... 






  جهت مراجعه به مرجع
متن،
یا عنوان
اصلی،
به پیوند فوق اشاره


کنید  





 



 



 






 در نزدیکی
ده ملا نصرالدین ( حکـیـــم ) مکان مرتفعی بود که شبها باد
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها