خدایا دعای مرا مستجاب کن


خدای مهربانم این‌روزها باز نا آرامم ولی امیدوارم .خدايا حاجتی دارم .برایم کاری جور شود در خور و شان من که از همه نظر عالی باشد تا بتوانم از مدرسه فعلی در بیایم.بسیار خسته شده ام .از آدم های دو رو بیزارم.از پول پرستان بیزارم .خدايا همیشه و در همه حال دعا کرده ام خداياخدایی خوبم خدای مهربانم مرا چه از نظر مادیچه از نظر معنوی چه از نظر جسمی چه از نظر روحی با هیچ کس محتاج نکن .
دعاي دفع مزاحم – دعاي فوری دور کردن فرد مزاحمدعا و دستورالعمل ذیل برای دفع مزاحمت افراد شرور و ظالم بسیار موثر و مجرب است .برای
دفع مزاحم و ظالم و شرور ، پس از نماز ظهر به نیت دفع مزاحم و ظالم ،
هفتصدوهشتادوشش مرتبه ذکر بسم الله الرحمن الرحیم را بگوید. پس از خاتمه ،
بلافاصله ذکر ذیل را هفتاد مرتبه تکرار کند :بِسْمِ
اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. عَنَتَ لَهُ الْوُجُوهُ ، وَخَشَعَتْ
لَهُ الْأَصْوَاتُ ، وَ وَجَلَت مِنهُ الْقُلُوبُ ، اَسئَ
پاداش کسى که تلاوت قرآن را آغاز کند و آن را به پایان برساند.سکونى از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند: بهترین مردم کیانند؟ فرمود: کسى که فرود آید و کوچ کند. گفتند: او چه کسى است اى رسول خدا؟ فرمود: آن کس که قرائت قرآن را آغاز کند و آن را به پایان برساند. چنین کسى نزد خدا یک دعاى مستجاب خواهد داشت.                        ثواب
سلام خدا جانمخدايا مدتهاست که هر چی توی وبم نوشتم رو منتشر نکردم.همینجور نگه داشتم برای دل خودمشاید جرات به اشتراک گذاشتنش رو نداشتم. شاید دلش رو نداشتم و شایدم انگیزه.:))) خدايااما یه قدردانی خیلی بزرگ رو مدتهاست که حس می کنم باید نصبت به توی مهربانم انجام بدم.خدايا شکرت که فهم دریافت خوبی های که در زندگی دارم رو بهم عطا کردی.خدايا شکرت که بهم نشون دادی اینقدر خودخواه نباشم که مشکلات کوچکم رو بزرگ بپندارم. و فکر کنم که من بزرگترین مشکلات رو د
خدايا میخوام ازت تشکر کنم خدا جونم ازت مچکرم که دعاي سال تحویلم که خواسته بودم عاشق بشم براورده شد و چند روزه که عشق تو دلم در حال جوونه زدنه ... و من از نیروی این عشق دوباره و از نو زنده شدم.اعتماد بنفسم داره هر روز بهتر از قبل میشه.عشقی که به فریدم دارم تموم قلبم رو احاطه کرده. خدايا ازت ممنونم برای این حس امید...برای این حس زنده بودن و امید داشتن.خدايا من تمام تلاشم رو میکنم و میسپارم دست خودت مطمعنم کمک میکنی کاری میکنی که حالا که تو این دنیای
ای خدای مهربانمتورا سپاس می گویم بخاطر این همه نعمت بی کرانتو را سپاس می گویم که هر جا می توانستی  رهایم کنی، دستم را گرفتیخدايا،ای خالق یکتاتو را سپاس می گویم به اندازه ی دریای بی کران،زیبایی ماه، درخشندگی خورشید،وسعت زمینخدايا همیشه همراهم باش
خدايا...کجایی که ببینی اینجا جان انسانها چقدر ارزان شده.کجایی که ببینی چطور بساطشان را پهن کرده اند و جان ادم میفروشند.ازشان میپرسی چند؟ میگویند ارزان،اتش زدم به مالم.کجایی خدايا...کجایی که ببینی چطور جان ادم ها را به حراج گذاشته اند.کجایی خدايا...کجایی.دیگر روی این زمین کسی روی خوش زندگی را نخواهد دید.قبرستان ها برای گرفتن جان ادمها از یکدیگر سبقت میگیرند.این زمین ادم خوار شده.همه جا بوی مرگ می دهد.کجایی خدايا.کجایی که ببینی دیگر از آن زندگی
خداوندا اعتراف میکنم که شخصی گناهکارم.اعتراف میکنم که باقدرت خودویاکارهای نیکم نمیتوانم نجات بیابم ورستگارشومایمان دارم که عیسی مسیح توبه خاطر گناهان من برروی صلیب کشته شدی ،درقبرنهاده شدی وپس ازسه روز ازمردگان برخواستیایمان دارم که توزنده هستی واین اقتدارراداری که گناهان مراببخشی ومرا درپیشگاه خداپارسابشماریتقاضادارم مرابپذیری وطبق وعده ات زندگی نوینی به من ببخشیازینکه دعاي مراشنیدی متشکرمآمین
امشب از لابلای سکوتی دیرین می نویسم. بعد چند روزی که نیت نوشتن داشتم. راستی چند روز پیش تولدم بود. برایم تولد گرفته بودند. شب بود رسیدم. چراغ ها را خاموش کرده بودند و سورپریزی بود در تاریکی... خوشحال شدم. کیک را که خواستم ببرم. گفتند آرزو کن و من سلامتی و شادی دوست را اول از همه آرزو کردم. و چه پنهان است یاد زیبای دوست در دلم. نمی دانم چرا لحظه لحظه ها این اندازه زنده اش می کنند و هرسال من هدیه ی زیبای دوست برای تولدم را دریاد دارم. افسوس که عرضه ندا
 



  بسم الله الرحمن الرحیم  













   خدايا اگر این مرد امشب مهمان من بود ... 






  جهت مراجعه به مرجع
متن،
یا عنوان
اصلی،
به پیوند فوق اشاره
کنید  




















 مردی
با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید:
«چه کس
ساده میگویم خدايا دوستت دارم... به تو من خیره میگردم... به این جنگل... . به این برکه... به خط نور... به این دریا... به قطرات آب... به این افسون بی همتا... چه باید گفت؟.. کمک کن واژه ها را بر زبان آرم..... بگویم لحظه ای از تو.... از این زیبایی روشن.... از این مهتاب.... بریزم با نسیم و گم شوم در شب... بخندم با تو لختی در کنار آب... زبانم گنگ و ذهنم کور.... تنم خسته، دلم رنجور.... تمام واژه ها قامت خمیده، ناتوان... بی نور..... پر از پیچیدگی است این ذهن ناهموار...... سکوت واژه ها دره
نمیدونم چقدر باید به خودم بگم هعی ساده لوح ...ملت اونی نیستن که تظاهر میکنن ...احمق آدم شو ...نفهم آدم شو ... بیشعور آدم شو .... عمرا بتونی توی این جمعیت انسان به معنای واقعی کلمه پیدا کنی ...نفهم ...حالم از خودم و همه آدم ها بهم میخوره ...از اینکه این حس لعنتیم همیشه درست میگه و من نتونستم یبار بهش بی اعتنا باشم ... لعنت به این اعتمادی که به کثافت کشیده شد ...لعنت به آدم هایی که فکر میکردم آدم هستن ... لعنت به من ...لعنت به من ...لعنت به من ...خدايا چرا باید این حس
دیشب که میخوابیدم از تموم وجودم خدا رو حس میکردم. یجور حس ارامش خوشحالی تا خوابم ببره زیر لب میگفتم خدايا کمکم کن. ته دلم میترسم میترسم که دوباره این حس رو از دست بدم. حس بودن خدا اینکه خدا دوستم داره. میترسم باز لغزش کنم و دوباره باهام قهر کنه دوباره من بمونم توی زمستون سرد و تاریک. الان من شدم گل بهار دوباره. گل بهاری که جوونه کرده. گل بهاری که خدای مهربون باهاش اشتی کرده خدايا مراقب گل بهار باش دستت رو رها نکنه.
خب خب خب، امروز یه قورباغه رو قورت دادیم و می ریم که داشته باشیم برنامه های بعدی رو... امروز داشتم برنامه هامو نگاه می کردم، با خودم فکر کردم اگر دو نفر بیان کمکم، سه نفرم یک ریز تشویقم کنن ممکنه به همه برنامه هام برسم این ور سال :)) چی کارا می کنین بچه ها؟ هیچ میدونین نیمی از دی ماه گذشته؟ هیچ میدونین:|¿ وای خدايا من کی کارامو بکنم؟ کی کاغذ دیواریمو عوض کنم؟ کی برم خرید لباسای رنگی؟ کی؟ امسال احتمالا اسفند شلوغی داریم و باید بهمن اتاقمو مرت
1- خدايا! یه کاری کن که هممون باورمون بشه که تو بی نهایت مهربونی! یه کاری کن که مهربونیت رو باور کنیم!2- خدای مهربونم! امروز دعاهامو شنیدی و برآورده کردی! ازت ممنونم! بی نهایت ممنونم! حتی بخاطر این چیزای به ظاهر کوچیک ازت ممنونم!3- خدايا! حال پسردایی خوب شه. زندگیش خوب باشه. سرنوشتش خوب باشه! اصن هممون آروم و خوشبخت و خوشحال و سالم باشیم لطفا! مرسی!4- خدابا! این روزا روزای آسونی نیست برای ما و خودت اینو بهتر از هر کس دیگه ای توی دنیا می دونی، پس لطفا ه
» هر کس به دعاي خاصی اعتقاد دارد آن‌جایی که از زمین و زمان برایت بلا می‌بارد، آن‌جا که نمی‌دانی راه درست چیست و احساسات واقعی و غیر واقعیـت کدامند؟ آن‌جایی که هیچ دری باز نیست و هیچ نشانه‌ای در کار نیست، همه جا تیره و تار است و حتی خاکستری هم نیست، آن‌جا که درمانده‌ای... واقعاً در مــانــده ای!! آن دعاي خاص معجزه می‌کند... معجزه یعنی ممکن شدن ِ ناممکن‌‌ها، یعنی هنوز آن بالا یکی هست که آشوب‌های دلت را می‌فهمد و هوای قلب
بعضی مکان ها انرژی مثبتی عمیق در ژرف پنهان شده دارند.. دعاي خیری لابد.. چشم پاک و نفس گرمی که مهرش را به تو و راهت روانه می کند.. وبلاگم را دوست دارم.. هر چند که اغلب در آن غر زده ام و غم هایم را فریاد.. هرچند که در تمام خوشی ها یادم رفته است که وبلاگب دارم و می توانم بنویسمش... اما می دانم که پیوندی عمیق با من و روحم دارد.. وبلاگم از آن دسته جاهایی است که دعاهایت را گویا استجابت می کند.. نمی دانم چطور و چگونه.. اما همیشه غم هایی که در اینجا به زبان آمده ا
بعضی آدم ها اینقدر زود خودشون رو و حقارت و ترسو بودن و بزدلیشون رو نشون میدن که تو اصن تو کار خدا می مونیحالا که بیشتر سه ماه از تموم شدن اون واقعه گذشته، خوشحالم که رفت... با همه خوش مشربی هاش و روزای خوبی که با هم بیرون می رفتیمولی راستش الان خوشحالم... شاید هنوز 100 در 100 نه اما خوشحالموقتی حتی حاضر نشد برگرده و کتاب هامو و سی دی رو بده، وقتی حتی حاضر به یک پیام نشد، وقتی حاضر نشد طبق قرارمون ینی بعد دو ماه عمل کنه، خب یعنی ترسید! یعنی نمی شه به ای
دلم گرفته پدر!روزگار با من نیستدعاي خیر و صدای دوتار بفرستیداگرچه زحمتتان میشود ولی اینباربرای دخترک خود"قرار" بفرستیدغم از ستاره تهی کرد آسمان راکمی ستاره ی دنباله دار بفرستیدتمام روز و شب من پر از زمستان استدلم گرفته برایم بهار بفرستید...فروغ فرخزاد
کاش در این رمضان لایق دیدار شویم. *** سحری با نظر لطف تو بیدارشویم


پنل پیامک صوتی


به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم

پیامک صوتی

به حیف نون میگن تو که روزه نمی گیری،
چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،...
روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟



ارسال پیامک صوتی

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی...
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام...
دوباره صبح، ظهر، غروب شد ن
سلام اینقدر خوشحالم که حد نداره امروز حقوق مامانم بعد از هشت ماه درست شد . از سونوگرافی برمی گشتم که مامانم زنگ زد می خواستم تو خیابون سجده کنم . خدايا شکرت .دیروز عصر رفتم جواب ازمایش و گرفتم اوضاع خیلی خوب نیست بعد هم رفتم دکتر فوق غدد داروهامو سه برابر کرد همسر امروز وقت بیمارستان دی گرفت برام الان دارم می رم پیشش با هم بریم .دکتر سونوگرافی هم گفت سریع برو دکتر. خیالم از بابت مامانم راحت شد خیلی تو این چند ماهه عذاب کشیدم .  خدايا شکرت .
هر وقت چشمش به من می افتد خدا را قسم می دهد و پشت سر هم آیه می خواند که سبز بخت باشی که سفید بخت باشی که جفتت نجیب باشد که طرفت متین باشد که آبرو دار باشد که باشد که نباشد...گفتم برای آن دنیایم دعا کن! متوجه نشد که چه خواسته ام و چه نخواسته امگفتم  مادر جون شوهر کردن قدیمی شده دعاي دیگه ای بکنبدش آمد گفت نکاح سنت پیغمبر  هدیروز باز پیرزن همسایه را دیدم سلامم را نامهربان پاسخ گفت که سرها در گریبان است تا ابد
1- کلاس گیتار من به دلایل زیاد جمعه هاست. یعنی دقیقا روزی که همه تعطیلن و دنبال تفریحاتشون، من باید برم کلاس. که البته نکات مثبت زیادی هم داره. اما خب امروز نرفتم. چرا؟! چون هیچی بلد نبودم. به استادم گفتم: تا وقتی این تمریناتی که به من دادی اوکی نشه و یاد نگیرم نمیام. اونم درکمال تعجب قبول کرد!!!! حالا باید بشینم اونقدر تمرین کنم تا شاید هفته ی بعد بتونم جبران کنم.
2- هفته ی دیگه سالگرد عزیزجونمه. دلم برای مادربزرگ هام خیلی تنگ شده! قدر مادربزرگ هاتو
نود و پنج تو یک نگاه نود و پنجم شیرین شروع نشد ! سال تحویل شمال پیش مامان بزرگ و بابا بزرگ شاهتوت بودیم ، شب قبلشم شاهتوت رفت با پسر عموهاش تا نصفه شب فوتبال بازی کرد و مشروب خورد ، منم کفری که چرا تنهام گذاشتی ، کلا خوب شروع نشد سال تحویل حاضر شدیم و شاهتوت رو بیدار کردم و سال و تحویل کردیم با جمع فامیلای شاهتوت البته بعدم یادمه که عید شمال سرما خوردم و حالم خیلی بد بود و سرم زدم و مریض شدم توی اردیبهشت با دیدن پیج خانومایی که کلیییی
خدايا هیچ پناهی ندارم چز خودتکمکم کنحالم اصلا خوب نیستمن که همیشه سعی کردم دختر خوبی باشم پس چرا اینقدر بد میارم تو زندگیچرا هر تلاشی که کردم به در بسته خوردمچرا اینطوری میشه خدااااااااااااااااااااااچراااااااااااااااااااتوام منو نمیبینی
نماز
ستون خیمه دین است و امام صادق (ع) نماز را مرز ایمان و کفر دانسته است.
بنابر این، اگر کسی بخواهد خیمه ایی به نام دین را برپا کند، باید همواره
در اندیشه تیرک اصلی و ستونی باشد که دین بدان استوار می‌گردد.استاد مطهری در کتاب" آزادی معنوی" می‌نویسد: یکی
از گناهان، استخفاف نماز یعنی سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن یک گناه
بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفیف شمردن، استخفاف کردن، بی اهمیت
تلقی کردن گناه دیگری است. پس از وفات امام صا

امروز این دعا را در جمعی از دوستان نقل کردم، خوب برخی معترض شدند چرا به زبان فارسی دعايی نکردی.اللهم احفظ لنا سیدنا و امامنا و نور عیننا و قلبنا الذی بین جنبینا قائدنا الخامنه ایاشعار زیر را برای ایشان سرودم:خوب البته یه توضیح هم لازم دارد:علاقه ما به ولی فقیه، تنها علاقه ای از جنس محبت نیست، علاقه ای از سر ایمان است. علاقه ای است از سر اعتقاد.اما بالاتر از آن، علاقه و محبت ما به اهل بیت (که سلام و درودخدا برآن ها باد) است. و مسلما بعد از خدای تع
سلاماینجا هنوز سرده با این حال توی حیاطمون بعضی نهال هامون  شکوفه کردند. منظره قشنگیه. قشنگتر از اون برگه آزمایش تو دستمه و شکوفه ای که توی وجودم جوونه زده.خدايا آرامش امروز و هر روزم رو مدیون توام. از این که منو لایق دونستی بی نهایت متشکرم.
هوالغریب...چقدر لبریز شده ام..چقدر تنها شده ام...هیچ گاه در دنیا تا به این اندازه تنها نمانده بودم... تنهایی سخت است... شب را در بیمارستان ها به صبح رساندن سخت است...و تمام اتفاقات این چند ماه اخیر... تنها بودن از تنها شدن سخت تر است...و اشک هایی از سر بی کسی ....از ناله کردن های همیشگی بدم میاد...ولی دلم داره میترکه... به خدا قسم که دارم میترکم از غصه و درد...خدايا دعام کن...لطفا...
به نظرشما کدام شهید  انسان را متحول می کند؟شهیدی که نشانی قبر خود را دادشهید حمید (حسین) عربنژادشهیدی که قرضهای یک نفر را داد شهید سید مرتضی دادگر درمزاریشهیدی که بدنش با اسیدهم از بین نرفت و پس از ۱۶ سال با پیکر سالم به میهن بازگشت شهید محمدرضا شفیعی ۱۴ سالهشهیدی که از بهشت برای فرزندش نامه نوشت شهید محمودرضا ساعتیانشهیدی که در قبر خندید شهیدمحمدرضا حقیقیشهیدی که عراقی ها برایش ختم گرفتند شهید عباس صابریشهیدی که روز تولدش
گفتم بغض دارم بغض سنگین خیلی سنگین....حالا تو این مشکلاتو بغض همیشه هم دارم حلاجی میکنم خودم رو راههای زندگی رو ......من ادم مغروری هستم قبول دارم اذعان دارم و بارها این غرور باعث شده که اسیب ببینم ولی چه کنم این هم خصوصیت بد من هست با یکی از دوستان حرف میزدم یهو گفت من پشیمونم از جداییم و کاش صبر می کردم ..با این حرفش پرت شدم به گذشته گفتم یعنی منم پشیمون میشم ؟ یعنی صبر نکردم .بعد قطع کردن تلفن دیگه فکرم کار نمیکرد ....مشغول درس خوندن بودم کاغذها
سلام :)من در حال گذراندن روزاهای سرماخوردگی هستم دوباره(:حال اینروزام روزی نیست جز تکرار لحظه‍...قبل خدايا من میدونم خیلییییی بدم ، هیچ چیز سخت نیست ولییی اینکه داری میپکی  همه چیز سخته‍...حرفی ندارم اینروزا...فقط دعا کنید 
سلمان محمدی کارشناس علوم قرآنی در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان
گفت: با وجود اینکه در برخی موارد ممکن است منتظران امام دوازدهم (عج)
شناخت ظاهری نسبت به ایشان نداشته باشند اما در درون هر فرد مسلمان یک نوع
علاقه وجود دارد.وی ادامه داد: در این میان به
خصوص شیعیان، از دوره کودکی با محبت اهل بیت (ع) و دعاي ظهور آقا امام زمان
(عج) پرورش پیدا می کنند و همین موضوع باعث می شود ایت علاقه از همان
دوران در درونشان نهادینه شود.  [ادام
پست قبلی رو با بغض نوشتم! یه بغض کهنه ی چند ساله که نه با بخشیدن باعثین این بغض درست می شه و نه هیچ چیز دیگه ای!کاش دستانی برای انتقام داشتم!!از زنده بودنم شرم می کنم وقتی فساد آقایان و آقازادگان را می بینم و درد مردمی که مانندشان هیچ کجای دنیا پیدا نمی شود. مردمی که برای دیدن یک زندگی ایده آل مجبورند بخوابند!کاش دستانی برای انتقام داشتم...
وای چه روزهایی گذشت ...چقدر دلم برای این جا تنگ شدهروزهای قشنگی که ثبت شد.چقدر آرزوها و برنامه ها داشتمپسرکم الان 4 سالش تمام شدهدر یک موسسه روزهای زوج کلاس میره در روزهای فرد هم کلاس IMath میره  که آموزش ریاضی  با بازی استچه روزهایی رو گذروندیمخدا کمک کنه که بتونم از این به بعد بیشتر بنویسمخدايا دوستت دارم واسه همه چیزها شکر
- سلاااااااااااااااااااااااااممممم، صبح عالی به خیر.......مکالمه من با نرگس های رو میز در حالی که صبح در حال عطر افشانی بودن.....پ.ن: خدايا چه عمر بی حاصلی دادی به من، کاش اینم نمیدادی که لااقل من خجالت این همه بطالت و بی عشقی نسبت به زندگی رو نکشم!!
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها