نیما ملکشاهی

چت روم نوجوانان محل تبلیغات شما

دانلود آهنگ جدید0. دانلود آهنگ جدید | دانلود موزیک
دانلود آلبوم جدید نيما علامه به نام مبارکم باشه. Download New Album By Nima Allameh Called Mobarakam Bashe ( برای ...
1. دانلود آهنگ جدید - تاپ صدا
دانلود آهنگ جدید ، آلبوم های ایرانی ، فیلم و سریال ایرانی با لینک مستقیم در تاپ صدا ، فول ...
2. دانلود آهنگ جدید با لینک مستقیم | دانلود موزیک
دانلود آلبوم جدید میثم ابراهیمی به نام تیک. Download New Album By Meysam Ebrahimi Called Tik. آلبوم برای معرفی با ...
3. دانلود آهنگ جدید | دانلود موزیک ویدیو
دانل
من شبنمی غمگین بودم و تو نوری که تابیدی به قلبم.....
سوزاندی تمام مرگ را یک لحظه....
سرعت ریختن اشکهای من از رفتنت بیشتر بود....
تو نفهمیدی کجا من باختم....
من با قرص زودتر به رویا هایم خواهم رسید....
و رنگ زرد من را سرخ درک خواهی کرد یک روزی...

نيما ایرانی
مشت آب بر صورتم میکوبم....
روی یک نیمکت سرد میکشم درد دو پُک...
کنار دستشویی...
دله ی آتش و جمعی که فقط میکشند نفس دود را تا صبح....
فحش ها را میسوزانند و میخورند سیب زمینی های سوخته را....
لبخند عابر ها به ما....
و زنی که میترسد برود از این مسیر....
یک نفر میگوید عکسی بگیر...
تا شود خاطره این جشن کثیف....
میکنم من چه در این دایره ی بی خاصیت؟!
جایی نیست که نیست....

نيما ایرانی
گاهی سیاه میبینم خود را در آینه....
خط ابروی من ، از خنجری بود که شب کشید رویش....
بوی گَندم زیر دل آسمان زده است....
باران.....
نجس خواهد شد دوباره خاطراتم با....
چه فرقی میکند زمان در زندان...؟
باید به جای تمام شکنجه شدگان زخم بزنم بر خود....
حال خدا هم بد شد....
از وقتی که دید ، گوش هایم موسیقی را پس میزنند....
انبار خانه را تا سقف پر کرده ام ته سیگار...
از من چه میخواست جز لبخند....
آخر رفت....
من ماندم و یک راه سخت....
رفیقم توی جوی آب دنبال من میگردد....
خبری نیست ا
به نگاه آدم های شر عادت کرده بودی....
طاقت نمی آوردی حتی شعری کوتاه را برایت به پایان ببرم...
دستت را گاز میگرفتند و تو باز میگفتی دوستت ندارم....
لطافتت را حماقتت از میان برد و ساده پیر شدی...
کارَت از دلواپسی گذشت و با کسی تند شدی که او هم دیگر عاقل
نیست....
من روانی وار گذشته ام را مرور میکنم....
و تو عاشقانه آینده ات را با الاغی تضمین....
من مدرک سادگیم را به دیوار کوبیده ام.....
تا همه ببینند...
تا همه  بدانند....
قدیمی ترین شادی هایم ، غرق جدید ترین اشک
به کوتاهی بهمن...
به داغی شعله اش با تو...
و به آسمان آبی همراه ما....
حسودی میکنند خدا و فرشتگانش...
من و تو یک جمع بی نیازیم...
من با تمام دنیا قهر کرده ام...
و دایره ی سفید شب را سهم مان میدانم....
رفیق بازیم با ستاره ها را کنار گذاشته ام به خاطرت...
چه زیباست ظاهرت...
تو بهترین قسمت از راستی...
عشق از من میپرسد که چرا در بندند...
هم ریشه هایت...
و من جوابی ندارم...
خواب پر هذیان من ، نام تو را فریاد میزند....
به دادم برس....
ای کاش که شعر ، مرهمی روی کمر های پر از خو
پاره کردم خاطراتم را...
بار دیگری در کار نیست....
من که یک زمانی تمامت را حفظ بودم ، حالا نامت را هم به یاد
نمی آورم...
فندکی زیر شماره ات گرفته ام....
و اعدادی که دانه دانه آب میشوند و می سوزند....
من گیج برگ و دنبال مرگ....
از این اتاق به آن اتاق...
رو دوش من نشسته زاغ....
میبرد پیام من برای شیطان....
جواب سلامم را نمیدهد بازم او...
همه میگن چه کسی را داده ام از دست من...؟
معلومه من....
مغز من فرفره بود...
چرخاندیش...
و عوض شد به یکباره جهان...
حالا هم ایستاده...
مثل سا
کتاب و رد کردم ، از ذهن مدهوشم
من فکر و بینش رو ، لیوانی مینوشم
من پشت دستم را ، داغ زدم دیگر
تنها لباس عشق ، همیشه میپوشم
به قلب رو دیوار ، قسم که مجنونم
این افتخارم شد ، تنها تو خونم
پرسه ها رو تعطیل ، کردم و خاموشم
جای یه دیوانه ، کم توی آغوشم
برگ به برگ خسته ، راضیه مدادم
من با طنین شعر ، تو عشق افتادم
گاهی هم سیگار ، میگن که معتادم
اون لحظه شادم که ، باشه امتدادم
خدا توی جامم ، باران میریزه
صدای من خود یک ، شمشیری تیزه
قصه ی من جنگه ، نبرد و جنگ
همه جا فریاد است...
اما بیهوده...
سر زن میکشد این مرد یه داد....
آب چشمان پر از نورش را...
من شفای این همه شعر مریض میدانم...
من سکوت کوه را میطلبم...
ضربه ی کبریتی میشکند دردم را....
شهر زیر پای من روشن اما از دور...
صورت خانه که مجبور است باشد پر نور....
آدمای خسته و رنجور...
تب تاریکی گرفتند و عذاب....
مثل من...
مادرم در قاب عکس ، میکند پاشویه ام با لبخند....
اولین برف و یه حرف تازه از این آسمان....
و شایدم تکراری....
لرزیدن...
آخرین برگ درخت خرمالو هم مرد....
اما او....
از درویشی پیر پرسیدم استقلال چه رنگیست؟!
گفت به رنگ پیروزی...!
آزادی را من چنان میبینم که مستقل از کنار کارون
بگذرم و آزادانه عشق بنوشم...
روز ، پایان شکست است....
آفتاب می دهد قدرت پرواز به من.....
از بالا دیدن شهر ، میشناساند به من آدم دودی ها
را....
که فقط خنجر را میفهمند و خالی میبندند...
کمکم میکند این مداد تا نیمه کبود....
پشت گوشم بود....
اما میکشید گه گاهی عکس خدا را روی نور....
صحبت هزار میلیارد خاطره از من بود...
برای تو...
تا آن دور....
نفسم بند شده از ب
دوباره باز یکشنبه ، شب تردید و ترسیدن...
دوقطبی وار با سیگار ، تو تاریکی رقصیدن...
شکسته گردن موزیک ، برایم فحش احساسه...
بیا تا بشمریم اشک و ، با حسرت یک تا سه....
یه پند از پیر بد کاره ، تو دستش یک تبر داره
تو دست بچه ها جا نقل ، او تریاک میگذاره....
تفنگم به کمر حتی، رفیق و میکنم خاکش
از رو دیوار اسم هامون ، آره کرده ام پاکش
عوض شه اون که میدونی ، چه فرقی داره بی ذاتن
تو با مردم چه خواهی کرد ، که تو مرداب
افتادن...
وطن خورده زمین جوری ، که روشن فکر خاموشه
نامش دکتر بود...
اما هیچِ محض....
به دو راهی که نخورده بود او...
شنیده بود...
توی یک کتاب میخی حال من....
عکس من را روی پرونده نوازش میکرد....
اثر انگشتی تقلبی...
من هزار آدم بی اعصابم...
یه رفیق شوخ و یک گریه ی جدی بعد از الکل سگ....
او حال مرا میفهمد...
پوست های تخمه را من لحظه ها میدانم...
که شدن پخش میان پایمان....
دست ها باز و چشا بسته...
بطری مشروب از بس کج شده خسته...
من یه دنیای عجیب و درک کردم با خودم...
توی هوشیاری مرگ را دیدم و بیدار شدم...
هر نگاه یک حادثه یک
یک جمله ی ساده....
دوستت دارم من...
تو سخت میگیری..
کم شده از تو زن...
یه جاده لغزنده...
فرمون میلرزه...
کمر بندم پاره...
به مرگ می ارزه...
بوی بهار تو برف...
پیشواز نوروزی...
جز آدمک برفی...
نبوده من چیزی....
یادگار دیرین...
یه عطر رو میزی...
عصاره ات پخشه...
یک قطره ی ریزی....
میچکه از چشمام...
میزنم حرف با خود...
عشق چه بی معنا...
مخم منفجر شد....
از غم به شادی کوچ...
دو قطب نا همگون...
یه دنیا حقیقت...
آهای خدا ممنون....
با واژه های تلخ....
کاش نشم مسموم...
از یه مشت کتابه....
غم ز
اممممم :* گفتن این جمله خیلی مسخره شده ولی دلم تنگ شده برات :) خیلی زیادتر از وقتی باهات حرف میزدم. دارم یاد میگیرم با دلتنگی زندگی کنم :) -----چند روز پیش رفتم پیش یه روان درمانگر واقعیت گرا و چند روز بعدش رفتم پیش یه روانکاو. معمولا جلسه اول همه اش باید حرف بزنی اما من حتی نای حرف زدن و شرح حال دادن هم نداشتم. ولی حالم خوب تره. همین که بفهمی همه چی تقصیر تو نیست خودش حالت رو خوب میکنهولی واقع گراها میگن همه چی رو تو انتخاب میکنی پس تو مسئول ه
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خداییبذارید اول متن تشکر از اساتیدمون رو بنویسیم بعد ادامه ماجرا! راستش نوشتن نام همه معلمان و دوستانی که ما 10 نفر رو تو کل مدت المپیاد کمک کردن واقعا زیاد و سخته که خدایی نکرده کسی از قلم نیوفته. همین جا از همه ی همشون یک تشکر حسابی می کنیم! و اما اساتیدی که ما رو تو این یک و خورده ای سال دوره تیم یاری کردند، به پاس زحمات زیادی که برای ما کشیدند دوست داریم اسمشون رو اینجا بنویسیم تا چند سال بعد که اینجا رو دوباره خو
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خداییبذارید اول متن تشکر از اساتیدمون رو بنویسیم بعد ادامه ماجرا! راستش نوشتن نام همه معلمان و دوستانی که ما 10 نفر رو تو کل مدت المپیاد کمک کردن واقعا زیاد و سخته که خدایی نکرده کسی از قلم نیوفته. همین جا از همه ی همشون یک تشکر حسابی می کنیم! و اما اساتیدی که ما رو تو این یک و خورده ای سال دوره تیم یاری کردند، به پاس زحمات زیادی که برای ما کشیدند دوست داریم اسمشون رو اینجا بنویسیم تا چند سال بعد که اینجا رو دوباره خو
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خداییبذارید اول متن تشکر از اساتیدمون رو بنویسیم بعد ادامه ماجرا! راستش نوشتن نام همه معلمان و دوستانی که ما 10 نفر رو تو کل مدت المپیاد کمک کردن واقعا زیاد و سخته که خدایی نکرده کسی از قلم نیوفته. همین جا از همه ی همشون یک تشکر حسابی می کنیم! و اما اساتیدی که ما رو تو این یک و خورده ای سال دوره تیم یاری کردند، به پاس زحمات زیادی که برای ما کشیدند دوست داریم اسمشون رو اینجا بنویسیم تا چند سال بعد که اینجا رو دوباره خو
بنیادی ترین اصل در طبیعت آدمی اشتیاق فراوان اوست به گرامی داشتنش پس همسر خود را گرامی بدارید​. با گسترش روز افزون شبکه های اجتماعی و سرگرم شدن بیش از حد در این شبکه ها نباید از یاد همسر خود غافل شوید و ما هم برای کمک بیشتر به شما این پک ها را آماده کرده ایم تا با شریک زندگیتان در تلگرام لحظات خوبی را سپری کنید​​خودمو خودت
https://telegram.me/addstickers/KhodamoAndKhodet
استیکر حسین و نرگس
https://telegram.me/addstickers/HosseinAndNegar2
استیکر معین و موحده
https://telegram.me/addstickers/MoeinAndMovahe
به نام خدا
انگاری سی سال پیش بود.. آره،
زمانی که تنها شش سال بیشتر نداشتم.. .
بکمک خواهرم، یکی از همون
نقاشی هایی که توش خونه، کوه، خورشید و رودخونۀ جاری داشت رو نقاشی کرده بودم تا
بفرستیمش برای بخش نقاشی های تلوزیون.. و همین کارو هم انجام داده بودیم.. . یادمه
از میون تموم مجری های برنامه کودک، علاقۀ خاصی به خانم خامنه داشتم.. هه! اسمشو
گذاشته بودم "خانوم خوبه!"..
هفته های زیادی انتظار کشیده
بودم و خط و خبری از پخش نقاشیم توی تلوزیون نبود.. خوا
به نام خدا
انگاری سی سال پیش بود.. آره،
زمانی که تنها شش سال بیشتر نداشتم.. .
بکمک خواهرم، یکی از همون
نقاشی هایی که توش خونه، کوه، خورشید و رودخونۀ جاری داشت رو نقاشی کرده بودم تا
بفرستیمش برای بخش نقاشی های تلوزیون.. و همین کارو هم انجام داده بودیم.. . یادمه
از میون تموم مجری های برنامه کودک، علاقۀ خاصی به خانم خامنه داشتم.. هه! اسمشو
گذاشته بودم "خانوم خوبه!"..
هفته های زیادی انتظار کشیده
بودم و خط و خبری از پخش نقاشیم توی تلوزیون نبود.. خوا
به نام خدا
انگاری سی سال پیش بود.. آره،
زمانی که تنها شش سال بیشتر نداشتم.. .
بکمک خواهرم، یکی از همون
نقاشی هایی که توش خونه، کوه، خورشید و رودخونۀ جاری داشت رو نقاشی کرده بودم تا
بفرستیمش برای بخش نقاشی های تلوزیون.. و همین کارو هم انجام داده بودیم.. . یادمه
از میون تموم مجری های برنامه کودک، علاقۀ خاصی به خانم خامنه داشتم.. هه! اسمشو
گذاشته بودم "خانوم خوبه!"..
هفته های زیادی انتظار کشیده
بودم و خط و خبری از پخش نقاشیم توی تلوزیون نبود.. خوا
کنار مشتی خاک در دور دست خودم، تنها نشسته ام.نوسان‌ها خاک شدندو خاک ها از
میان انگشتانم لغزیدند و فرو ریختند.شبیه هیچ شده‌ای!چهره‌ات را به سردی خاک
بسپار.اوج خودم را گم کرده ام. می‌ترسم،از لحظه بعد،و از این پنجره‌ای که
به روی احساسم گشوده شد.برگی روی فراموشی دستم افتاد: برگ اقاقیا!بوی ترانه
ای گمشده می‌دهد،بوی لالایی که روی چهره ی مادرم نوسان می‌کند.از
پنجره ،غروب را به دیوار کودکی‌ام تماشا می‌کنم.بیهوده بود، بیهوده بود.این
دیوار،
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها