چاقي بادراگون برگشت داره


این که می‌بینید کادوی تولد برگشت خورده است. دو هفته پیش ارسال شده و الان تقریبا سه روزه زیر کولر داره خاک می‌خوره. طوری که هر شب اینقدر دیر می‌رسم که نمی‌رسم جابجاش کنم. جابجایی نداره. باید پسش بدم. حالا برم فروشگاه لوکس فروشی بگم این دسته خر نازنین رو که با ذوق و شوق خریدم پس بگیرید لطفا. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
روزها پشت هم میاد و میره و من بلا نسبت شما هیچ غلطی نکردم. نه خونه تکونی. نه خرید انچنانی. نه فکری واسه 7 سین. هیچیروزام به بطالت و تکراری میگذرهخیلی حساس شدم به کارا و رفتار همسر. با کوچیکترین کارش غصه ام میگیره و مثل بچه ها باهاش قهر میکنم. البته که اونم بی تقصیر نیست و میتونه یکم مراعاتم کنه ولی مَردَن دیگه . این روزا همینطور از رفتن برادر غصه ی فراوان داشتم و اشک به چشمم خشک نشد تا به لطف خدا برگشت. این رفتن و برگشتنم داستان مفصلی داره واسه
ظاهرش اینجوریه که میگم:همه چی سرجاشه. مامانم یهو یه دکتر خوب پیدا کرد و بدون اینکه عمل کنه با طب سوزنی و طب سنتی داره بهتر میشه شکر خدا. کار پایان نامم کم کم داره تموم میشه. قبل ایکه فارغ التحصیل بشم یه کار خیلی خوب پیدا کردم. الان هم زمان هم درس میخونم هم سر کار میرم. ینی همون شرایطی که همیشه دوس داشتم تستش کنم. من میگم همه چی داره درست میشه اما تو باور نکن. اینا همه فرعه ولی مهم اصله که تو گمش کردی. چیزی که همیشه تو وجودت بود داره ازت دور میشه.
مامان برگشت ، با کلی سوغاتی حال خوب کن و شیک و پیک.دیگه به تغییرات اتاقم عادت کردم و دوستش دارم حتی ، بعدتر دیدم باید یه سری خرت و پرت ها یا چیزهای خاطره انگیز و هدیه ها و فلان رو بریزم دور برن. مثلا اولین هایی که هدیه گرفتم و مثل احمق ها بازی کثیفی که پشتش بوده رو ندیدم و دوست داشتن تلقی کردمشون ، اصلا چه دلیلی داره با دیدنشون مدام حالم بد بشه و دائم بهم دهن کجی کنن و حماقتم رو یاداوری کنن؟ همه رو ریختم تو یه باکس که بندازمشون دور ، وسایلی رو ک
سلام،هه...نمیدونم چی بگم...حرف ک خیلی دارم بعد اینهمه سال...چندروزیه تو فکر آپ کردن بودم ولی هی پا پس میکشیدم،چون دیگه وبلاگ مثل سابق  مشتری  نداره.. این پست ثابته ک هرکی از دوستان نام برده پیدا شد ی ندایی بده،بقیه پستای  جدیدم زیر این پست قرار میگیرن![ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
قسمت اول : گاها اتفاق می افتد که مدار و قسمتهای الکتریکی و موتور کمپرسور کولر گازی سالم است اما دستگاه سرد  نمی کند، که ممکن است به یکی از دلایل زیر باشد:1.وجود رطوبت در مدار داخلی کولر گازی: در چنین شرایطی ممکن است لوله برگشت ( لوله ضخیم تر) به شدت عرق کرده و لوله رفت یا دیسشارژ (لوله نازکتر) خنک می باشد..2سوراخ شدن و خارج شدن کامل گاز: در این حالت آمپر مصرفی کمپرسور بسیار کم و دمای هر دو لوله برابر دمای محیط می باشد..3کمبود ماده مبرد : وا
اولین پست سال 96 ....آی 96سالی که در لحظه تحویلش میدانستم که پدر لحظاتی،  ساعاتی و یا شاید روزهایی اندک فقط مهمان ماست و نه روز بعد...به خانه ابدی رفت و حتی با اشکهای بی وقفه ثنا قصد برگشت نکرد با آنکه تصور میکردم حسنا متوجه ماجرا نیست اما به خوبی معنی رفتن و دیگر برنگشتن ر ا درک کرده
تور بالی تور بالی امردادتورتور بالی زمستان 957 شب و 8 روز اقامت با صبحانه ، ترانسفر رفت و برگشت فرودگاهی ، لیدر فارسی زبان ، بیمه مسافرتی ، لیدر محلی ، گشت شهری  پرواز رفت و برگشت قطری پرواز رفت و برگشت ماهان  هتل های *3 ، *4 ، *5مناطق :kotanusaubudjimbaranسایت امردادتور:www.amordadtour.comتلگرام امردادتور:https://telegram.me/amordadtourاینستا امردادتور:amordadtourشماره تماس های امردادتور:44130321/44957051
هفته گذشته سفر کوتاهی به مشهد داشتیم. چهارشنبه ساعت ده شب حرکت کردیم و جمعه ساعت هفت برگشتیم. رفت و برگشت با قطار بود. تجربه خوبی بود. برای برگشت، بلیط ارزان قیمت نبود و به ناچار قطار زندگی گرفتیم.همسر می خواست صبح شنبه حتما تهران باشه، که البته کلاسش کنسل شد و نرفت! یعنی اگه از قبل مشخص بود، به راحتی می تونستیم یک روز بیشتر بمونیم و برای قطار هم هزینه کمتری بپردازیم. اگه اهل سفرهای لوکس باشید قطار زندگی عالیه. تمیز با خدمات فوق العاده ای که تا
تور بالی تور بالی امردادتورتور بالی زمستان 95تور بالی نوروز967 شب و 8 روز اقامت با صبحانه ، ترانسفر رفت و برگشت فرودگاهی ، لیدر فارسی زبان ، بیمه مسافرتی ، لیدر محلی ، گشت شهری  پرواز رفت و برگشت قطری پرواز رفت و برگشت ماهان  هتل های *3 ، *4 ، *5مناطق :kotanusaubudjimbaranسایت امردادتور:www.amordadtour.comتلگرام امردادتور:https://telegram.me/amordadtourاینستا امردادتور:amordadtourشماره تماس های امردادتور:44130321/44957051
توفیق برگشت، اومد دیدنم، کلی دستامو بوسید، گف گه خوردم گفتم ازت نفرت دارم، بعدش اومدیم خونه و دیگه تلفنای منو جواب نداداین روانی منو حسابی بهم ریخت..  بر نمیگرده این سری .. بیشتر از شوهر و دوس پسر، یه حامی میخوام یه مرد .. یه دلسوز، یه پدر واسه همین به توفیق بیشتر نیاز داشتم ..
عوارض قرص چاقی دراگون,قرص های چاقی دراگون,قرص چاق - اردیبهشت 1395 دراگون,قرص چاقی فت فست,قرص چاقی فت فست اصل  ادیوس لاغری قرص چاقی قرص لاغری لاغری سریع کاهش وزن افزایش وزن ریداکتیل تینوئیت تینوییت رتارد رداکتیل 09392739862 آرش یزدانی  ادیوس لاغری قرص چاقی قرص لاغری لاغری سریع کاهش وزن افزایش وزن ریداکتیل تینوئیت تینوییت رتارد رداکتیل 09392739862 آرش یزدانی  ادیوس لاغری قرص چاقی قرص لاغری لاغری سریع کاهش وزن افزایش وزن ریداکتیل تینوئیت تینوییت
تور بالی تور بالی امردادتورتور بالی زمستان 95تور بالی نوروز967 شب و 8 روز اقامت با صبحانه ، ترانسفر رفت و برگشت فرودگاهی ، لیدر فارسی زبان ، بیمه مسافرتی ، لیدر محلی ، گشت شهری  پرواز رفت و برگشت قطری پرواز رفت و برگشت ماهان  هتل های *3 ، *4 ، *5مناطق :kotanusaubudjimbaranسایت امردادتور:www.amordadtour.comتلگرام امردادتور:https://telegram.me/amordadtourاینستا امردادتور:amordadtourشماره تماس های امردادتور:44130321/44957051
ناراحتم.به خاطر اتفاقاتی که داره برای خانوادم میفته.به خاطر اتفاقاتی که داره بیرون خانوادم میفته.چرا نمیتونن باهم بسازن؟هم باهم سازش کنن،هم باهم به امر ساختن بپردازن.اگه اونقد خودخواه نبود،اگه از اول سکوت نمیکرد،اگه به نقش های هم احترام میذاشتن و همدیگه رو میپذیرفتن،اگه حواسشون به خودشون بود،اگه ...اگه ... اگه... الآن توی این سن اینجوری نبودن.شاید فکر میکنن نه راه پس دارن نه راه پیش... .شاید هرروز آرزوی مرگ خودشون یا اون طرف رو میکنن.ولی من فق
حال خوبی ندارم. نمی دانم چرا و به چه دلیل یکی دو روزی هست بی انرژی ام، بی حوصله و از همه بدتر بی انگیزه. حتی حوصله ی خودم را هم ندارم. دیشب به زور با پسرک جغرافی کار کردم و امروز به زور خودم را از رختخواب بیرون کشیدم. پسرک را که رساندم مدرسه توی راه برگشت یک حس عجیبی داشتم، احساس کردم بهار از راه می رسد آرام آرام و شاید که دلیل کسالت و بی حالی ام همین باشد.باید الان از این تخت لعنتی دوست داشتنی بکنم و دست خودم را بگیرم و ببرم ورزش شاید که حالم کم
سلام من زنده ام فقط گرفتار بودمکالج رو دوماه زودتر از همه تمام کردمو به عنوان بهترین دانشجو انتخاب شدم اخر این ماه باید برم واسه جایزه گرفتنبچه ها خوبن این روزای افتابی سعی کردم ببرمش پیک نیک جاتون خالی خوش گذشتملودی هم داره وارد مرحله جدید نوجوانی میشه و کمی تغییرات در رفتارش دیده میشه ولی باز هم همون دختر دوست داشتنی و مونس منه.ملینا هم که خوش زبونی و شیرینی خودشو دارهمنم دارم برای سفر به ایران حاضر میشم چیزی نمونده و من کلی کار دارم که با
* از چهارم دی ماه دیگه داروهام تموم شد. البته دیگه نرفتم پیش را.برت. دارو نخوردن هم عالمی داره. بعد از چهار سال و سه ماه!* بدون اینکه چیزی تو سرم باشه و دنبال چیزی باشم از اواسط آذر ماه شروع کردم به تمرین دوباره. وقتی ادم نخواد به چیزی برسه و روش متمرکز نشه کار بهتر پیش میره. اتودهای را.متین رو می زنم اونم یه دستی. قدرت دست چپم بهتر شده. خیلی بهتر شده. ضمنا همیشه هم مض.رابام تو کیفمه و سرکار وقتی فرصتش پیش بیاد رو یه تیکه اسفنج مض.راب می زنم. هر چند مد
امروز باران مهر داشت توی اتاقش رو تخت بازی میکرد منو بابایی هم توی سالن  بودیم. بابایی هرچی صداش کرد جواب نداد . رفت توی اتاق بارانمهر نبود. همه جارو گشت و فریاد زد عصمت نیستش. آخرین بار کی دیدیش؟گفتم ده دقیقه پیش. همه جا روگشتیم و صداش میکردیم. اولش مطمئن بودم قایم شده ولی بعداز یه مدت ترسیدم. بابایی هم دستپاچه شده بود و با استرس میگفت نیست عصمت نیستش . مطمئن بودم بیرون نرفته چون کنار ور نشسته بودیم. یه لحظه واقعا مغزم از کار افتاد و باخودم گ
زهرا از یه خانواده سنتیه. قبلا هم فکر‌کنم گفتم. دختر خوبیه ولی تقریبا تو همون دسته‌بندی‌ای واقع می‌شه که پسرا بهش می‌گن دختر خنگ. اشتباهات فاحش زیاد داره و خیلی هم زود ازشون پشیمون می‌شه. خوابگاه دخترونه و یه ترنس و اشتباهات فاحش زهرا دست به دست هم دادن تا زهرا بزرگترین اشتباه زندگیشُ مرتکب بشه. شهاب می‌گه اون‌قدارم مهم نیست ولی من می‌گم مهمه. من می‌گم اهمیت داره. من می‌گم مهمه. نمی‌شه که نباشه! وقتی اولین تجربه حس عشق (البته این‌ چیزی
نت افراز خوبه فقط قیمتاش اندکی بالاس. مین وب هاست بدک نیست. مهر سرور هم به تازگی هاست گرفتم سرعت و اپتایم بالایی داشت و پاسخگویی نسبتا ضعیف به تیکت ها ولی در کل خوب بود. آیتک هاست خوبه. از وب رمز دامنه گرفتم خوب بود و سریع ثبتش و پاسخگوییشون. از آبتین وب هاست گرفتم سرعت پایینی داشت ودر اخر می هاست که ازم کلاهبرداری کرد همون روز اول درخواس برگشت وجه دادم هنوزم که هنوزه بعد یک ماه ندادند و به تاریخ پیوست! همون روز اول سروراشون خراب بود و پاسخگو نب
 ادیوس لاغری قرص چاقی قرص لاغری لاغری سریع کاهش وزن افزایش وزن ریداکتیل تینوئیت تینوییت رتارد رداکتیل 09392739862 آرش یزدانی  من تونستم با قرص لاغری ولکانو 30 کیلو کم کنم - اردیبهشت 1395کپسول لاغری ولکانو واقعا برای من معجزه کرد - آکادمی مشاوره و آموزشمقاومت دارویی به قرص های لاغری و چاقی را برطرف میکند ادیوس لاغری قرص چاقی قرص لاغری لاغری سریع کاهش وزن افزایش وزن ریداکتیل تینوئیت تینوییت رتارد رداکتیل 09392739862 آرش یزدانی  افرادی که بیش از س
اخه چرا؟اینو گفت و رفتخودشم نمیدونست چیکار نه توی این شرایطحالش خوش نبودنه راه رفتنی داشتنه پای موندنینه پلی واسه برگشتدرمونده شده بود نشست ونگاهی کرد ب روبروشهمه چی تاریک بودنمیدونست از کجا بره و چیکار کنه ک درست بشه همه چیجایی هم ک بود همش باید مواظب میبود که دوباره به کوره راه نیفتهانگار دلش خیلی پر بود از راهی که امده بودکه تا اینجای راه تنها اومده بدون اینکه کسی همراهش  باشه،با اینکه کلی همسفر داشته توی این مسیرولی اخر راه نمیدونس
دانلود آهنگ عروسک از متین دو حنجرهله له لاره له لاره له لهاز راه دور میبوسمت ای شاخه گل عروسکمای آخرین لحظه ی من بی تو میگیررررره نفسمبا اینکه دورم از تو و با اینکه هستی بی خبرمیخوام به آخر برسه قصه ی تلخ این سفراز من نگو از من نپرس که بی تو میمیرم و بازاز من که بارونه چشام از دوری تو بی مراماز من که یاد و خاطرت هرگز فرامووووشم نشداز سختی دوری تو هرگز دلم آروووم نشـــــــــد......امتیاز: 9ریتم آرومی داره و خعلی باحاله و دو تا صدا دارهداشتم فک می ک
یادمه همش بهم می گفت پنیرُ خالی خالی نخور؛ عقلتُ کم میکنه، خودش هم هیچ وقت ماست و ترشی رو با هم نخورد، مامان زنگ زد گفت آلزایمر گرفته، بله، آشتی کرده باهام، من ولی آشتی نکردم باهاش، اگه آشتی کرده بودم شوخی میکردم باهاش، الکی دهنم وا نمی موند؛ بیخودی نمی گفتم آخی، بجاش می گفتم خواهرت دیگه اونقدری پیر شده که مرگ، دلش نخواد مِنو بذاره جلوش، عوضش ورداشته پیشنهاد ویژۀ سر آشپزُ گذاشته رو میزش؛ فراموشی! چی بهتر از این که تهش؛ دونه دونه آدم ها رو، د
روزی اسب پیرمردی فرار کرد، مردم گفتند: چقدر بدشانسی!پیر مرد گفت : ازکجا معلومفردا اسب پیر مرد با چند اسب وحشی برگشت. مردم گفتند: چقدر خوش شانسی!پیرمرد گفت: از کجا معلوم.پسر پیرمرد از روی یکی از اسبها افتاد و پایش شکست.مردم گفتند: چقدر بدشانسی!پیرمرد گفت از کجا معلوم!فردایش از شهر آمدند و تمام مردهای جوان را به جنگ بردند به جز پسر پیرمرد که پایش شکسته بود.مردم گفتند : چقدر خوش شانسی!پیرمرد گفت : از کجا معلوم!زندگی پر از خوش شانسی ها و بدشانسی ها
امروز پنجشنبه است تو این چند روز اتفاق خاصی نیافتاد.دیشب اما ماهی و سپهر رفتن گیلان برای عروسی غروب شایان.خ رو بردم برسونم در خونه شونبرای برگشت هم گفتم دوسه سیخ کباب میگیرمچنان تگرگی بارید که ...وقتی برگشتم خونه و کباب ها رو خوردماحمد.ط واحد 1 تماس گرفت گفت بیا تو پارکینگ شیشه ی عقب ماشینت خورد شده ! رفتم نگاه کردم اصلا افتضاحی بود ماشین رو بردم زیر زمین و پشت به دیوار گذاشتمش تا امروز ببرم و شیشه بندازم براش
امروز پنجشنبه است تو این چند روز اتفاق خاصی نیافتاد.دیشب اما ماهی و سپهر رفتن گیلان برای عروسی غروب شایان.خ رو بردم برسونم در خونه شونبرای برگشت هم گفتم دوسه سیخ کباب میگیرمچنان تگرگی بارید که ...وقتی برگشتم خونه و کباب ها رو خوردماحمد.ط واحد 1 تماس گرفت گفت بیا تو پارکینگ شیشه ی عقب ماشینت خورد شده ! رفتم نگاه کردم اصلا افتضاحی بود ماشین رو بردم زیر زمین و پشت به دیوار گذاشتمش تا امروز ببرم و شیشه بندازم براش
بنام خدا سال پیش ، پریوش با یه آدم خوب نامزد شد ، هرگز فکر نمی کردم از نامزد داشتنش خوشحال بشم ! هرگز !!! اما خوشحال شدم ، خیلی زیاد ! چرا که می دونستم حالا دیگه تنها نیست ! دیگه تنها نیست و پناهی برای غصه هاش خواهد داشت، پناهی که تنها مال خودشه و کسی که قدرش رو میدونه ! حتی الآن که می نویسم هم براش خوشحالم اگرچه دلتنگی باعث شد باز بیام اینجا ... اما از صمیم قلب خوشحالم براش ! و حتی دیگه دعا برای داشتنش تو بهشت هم نمی کنم ، چرا که نامزدشو دوس
سلام،هه...نمیدونم چی بگم...حرف ک خیلی دارم بعد اینهمه سال...چندروزیه تو فکر آپ کردن بودم ولی هی پا پس میکشیدم،چون دیگه وبلاگ مثل سابق  مشتری  نداره..اینم ک دارم الان مینویسم ی جرقه باعثش بوده...بعد سالها کامنتامو  دوباره خوندم و اشک تو چشام جمع شد ب یاد اونروزا...ب یاد دوستای وبلاگی...ک الان همشون بجز یکی(امین اتاقک) دیگه نیستن...ب یاد تی تی..شمیم..مهرداد..میمی جون...مترسک...کوروش یا بردیا...امین اتاقک ک هنوزم چندسالی یک
نمونه سوالات استعداد تحلیلی 1 ( بخشی از کتاب سه گانه ی ریاضی ) جلد 3 پاسخ تست ها:1-گزینه 5از شکل سوم به بعد در هر مرحله دو دایره سفید به شکل قبلی اش اضافه می شود و دایره های سفید به هم متصل می شوند.2-گزینه 3نیم
خط بالایی در هر مرحله 45 درجه در جهت حرکت عقربه های ساعت جابه جا شده و
نیم خط پایینی در هر مرحله 90درجه در جهت حرکت عقربه های ساعت جابه جا می
شود.3-گزینه 2در هر مرحله از شش ضلعی یک ضلع کم می شود و به شکل بیرونی یک ضلع اضافه می شود.4-گزینه 4در
خانه
1. علی داره بزرگ می شه! متین هم داره بزرگ میشه!!!  پس منم بــــاید بزرگ بشم. اسمایلی یه آدم خیلی جدی 2. اینجا به بزرگ شدنم کمک می کنه و به بهتر شدنم. چون باید زندگی رو یه جور قشنگی بسازم که ارزش اینجا نوشتن رو داشته باشه.3. خیالم راحته که بعد ایــــن همه سال نه تنها هیچ آشنایی که هیچ غریبه ای هم اینجا رو نمی خونه. پس هرچه بخواهد دل تنگم می گم. 4. حیلت رها کن عاشقا!!! مستانه شو، مستانه شو (می دونم شعر مولوی رو تحریف کردم!)5. اینجا دفتر خاطرات بهترین سالها
سلام دوستان... خواستگاره حذف شد چون دروغ گف سن شو و چون بچه بود همون حرف خودم خخخ . تازه خواهر بیشعورش بهم زنگ زد و هرجه لایق خودش بود به من گف.... فک کرده من دنبال داداششم. من بدبخت نمیدونستم که داداشش  نگفته سنش واقعا چقدره .... ولش... تا من باشم دلم به حال کسی نسوزه... خب 2 گزینه قبلی مونده....1- نفسی مهربون و یه مدار دروغگوی خودم  2- چشم سبز مهربون و بدجنس خودم   کهربونیش قشنگه میخاد نسشون نده اما حواسش بهم هس توجه داره بهم ... البته شایدم یه
در خصوص معاملات خودرو، با توجه به منقول بودن مبیع، به موارد زیر توجه شود ؛✅ توصیه های مهم برای فروشنده:⭕️ اگر خودرو خود را به صورت اقساطی می فروشید حتما از سابقه حساب بانکی و اعتبار خریدار مطلع شوید؛⭕️ سعی کنید اگر چکی دریافت می کنید، شرطی بابت عدم پرداخت وجه چک قید کنید که اگر مثلا برگشت خورد به ازای هر روز تاخیر در پرداخت باید مثلا پنجاه هزار تومان خسارت پرداخت کند؛⭕️ برای برگشت خوردن چک در سررسید، اختیار فسخ قرارداد با دریافت خسارت ر
یه هفته س اومدم دیار خودمون.قراردادم با شرکت با موفقیت تموم شد.اصن دوست نداشتن من برم.هی اصراار که بمون،ساعت کاریشو برات کم میکنیم و ال و بل...ولی همسر پاشو توی یه کفش کرده که نمیخوام دیگه اینجا بری سر کار.یه مشکل دیگه ای هم که بود دروغگو بودن رییسمون بود.خیلی زیاد و راحت دروغ میگفت و فکر میکرد زرنگه و مدام دوست داشت با همه درگیر باشه.خلاصه اینجوریا.منم یه هفته بعد تموم شدن قراردادم بلیط گرفتم اومدم پیش ننه بابا.دلم واس همسری خیلی تنگ میشه. هرج
سلامپس از یه تاخیر خیلی طولانی پیام گذاشتن سختهاما خوب باید از یجایی دوباره نوشتامسال سال خوبی برای من نبودپر از استرس و نگرانی و خستگی از تنهاییتنها چیزی که آرومم می کرد و ان مع العسر یسرا بودهر چند دلم قرصه که خدا هوامو داشته و دارهولی یه وقتایی آدم بی لیاقت می شه بیشتر به یه دست زمینی نیاز داره تا دست آسمونی!محمد حسین رفته کلاس دوم امسال اصلا نتونستم مث کلاس اولش کنارش باشمانگار هزار نفر باید میومدن تا کنار من باشن!طبقه پایین خونه مادرم و
فردا روز زنه.چند ماهی هست به مدد تلگرام توی جمع دوستان دبیرستانی ای حضور دارم که هفده سال ازشون بی خبر بودم...خانوم های کاملی که اکثرشون سالهاست همسر و مادرن...  چند روزی هست که گاهی یاد هدیه روز زن می افتن و به شوخی و جدی چیزهایی میگن.من هنوز فانتزی های دخترونه تو ذهنمه، مثلا اینکه هدیه ای که زن به همسرش یادآوری کنه دیگه نه هدیه ست و نه لطفی داره... پس یا خود همسر یادشه یا اگه نیست هیچ.یا اینکه خود آقای همسر باید بگرده و تلاش کنه تا پیدا کنه همس
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها